روشهای آموزش به کودکان استثنایی

کودک کم توان ذهنی، کودکی است که رفتار و اعمال او نسبت به افراد هم سن خود به طور قابل توجهی پایین تر از میانگین نرمال است. این کودکان دارای بهره هوشی کمتر از حد معمول هستند. و این تفاوت به اندازه ایی است که بر توانایی شناختی، اجتماعی و سازگاری آنها تاثیر می گذارد. کنش های مرتبط با این وضعیت معمولا در دوره رشد نمایان و ظاهر می گردد و در حوزه هایی مانند مهارت های روزمره، ارتباطی و حل مسئله، محدودیت هایی به همراه دارد.

نشانه های کودکان کم توان ذهنی

نشانه ها و وضعیت بدنی و ظاهری

ضعف در مهارت های حرکتی

مشکلات دیداری و شنیداری

ناتوانی در شناسایی لمس ، بویایی و چشایی

تاخیر گسترده ی زبانی و گفتاری

بهره هوشی کمتر از دیگر همسالان

عدم تمرکز و دقت و توانایی تجزیه و تحلیل

کمبود و نقص در تامل و تعقل ذهنی

ناتوانی در شناسایی شرایط و وضعیت درست و مطلوب

ناتوانی و نقص در یادگیری و منتقل کردن اطلاعات

نحوه آموزش به کودکان استثنایی

آموزش تفکر محور (Thinking Skills)
دانش‌آموزان استثنایی نیز مانند سایر دانش‌آموزان، نیازمند پرورش تفکر منطقی و یا همان ضریب هوشی (IQ) خود هستند. از این رو، ضروری است که روش‌هایی را برای آموزش این نوع تفکر مد نظر قرار دهید.

جهت تقویت تفکر منطقی یا هوش استدلالی، می‌توانید از راهکارهایی مانند حل مسئله، حل معما، تحلیل تصویر و روش‌های مشابه بهره‌برداری نمایید.

آموزش سلسله ای وابسته بهم
آموزش ها ، مقاصد و فعالیت ها باید بر طبق میزان پیچیدگی و سختی آن ها برنامه ریزی و ترتیب داده شوند. از سطوح ساده آغاز نمایید و به سمت سختی و پیچیدگی زیادتر جلو بروید. اطمینان حاصل کنید که این فزونی سختی و پیچیدگی گام به گام توفیق آمیز توام با جایزه و تشویق های درخور و کافی باشد.

آموزش جز به جز
هر قسمت از فعالیت ها و آموزش ها را به بخش های خردتر و ریزتری قسمت بندی نمایید تا بچه ها قادر باشند آن را به سادگی درک نمایند. اطمینان حاصل کنید که کودک کم توان ذهنی اغلب با پیروزی و توفیق رو به رو گردد تا ناکامی و عدم موفقیت و همچنین به صورت مستمر به آنان جایزه اعطا گردد و مورد تشویق قرار گیرند.

ارتباط و هم کنشی کافی میان کودک و فضای آموزشی
بچه های کم توان ذهنی می بایست نسبت به پیرامون و محیط خویش واقف و آشنایی داشته باشند ، چرا که ارتباط وی با پیرامون و فضای موجود مطلوب ترین ابزار جهت مسائل آموزشی به این گروه از بچه ها می باشد.

تقویت مستمر و پایدار
حمایت ، جایزه و تشویق و تکرار فعالیت ها و کارها و اعمال مناسب و صحیح در الگوی آموزشی و تربیتی و رشد توانمندی های کودکان کم توان ذهنی می بایست در جایگاه نخست قرار گیرد.

سرعت عمل کودک
ارتقا و توسعه ی آموزش ها و مسائل تربیتی می بایست هماهنگ با سرعت عمل و توانمندی و درک این بچه ها تنظیم گردد تا فعالیت ها و آموزش های زمان بندی شده مربیان و والدین.

آموزش انفرادی
آموزش به کودکان استثنایی و فعالیت ها می بایست برای هر یک از این بچه ها ویژه و تا آن جایی که امکان دارد بر طبق آموزش های فردی و شخصی تنظیم شده باشد.

آموزش مبتنی بر بازی (Play-based Learning)
بازی‌ها از اهمیت زیادی در زندگی کودکان برخوردار هستند و در زندگی کودکان با نیازهای ویژه نیز نقشی برجسته ایفا می‌کنند؛ به گونه‌ای که به عنوان یکی از مؤثرترین روش‌های آموزش به این دسته از کودکان محسوب می‌شوند.

آموزش مبتنی بر مشارکت (Collaborative Learning)
این شیوه آموزشی، نیازمند گروهی از دانش‌آموزان استثنایی است که به‌عنوان یکی از بهترین روش‌های یادگیری برای کودکان شناخته می‌شود. تجربیات نشان داده‌اند که یادگیری در محیط گروهی، به مراتب می‌تواند جذاب‌تر و مؤثرتر از یادگیری فردی باشد.
از این‌رو، اگر بتوانید محیطی را برای فرزند خود فراهم نمایید که در کنار سایر کودکان همسن و سال خود به آموزش بپردازد، قادر خواهد بود تا به مراتب بیشتر بیاموزد. این اقدام نه‌تنها به افزایش میزان یادگیری این کودکان کمک می‌کند، بلکه موجب رشد مهارت‌های اجتماعی آنان نیز می‌گردد که نقش مهمی در زندگی آن‌ها ایفا می‌کند.

چالش‌های آموزش به کودکان استثنایی

چالش‌های یادگیری در کودکان استثنایی به ویژگی‌های خاص ذهنی، جسمی یا رفتاری آن‌ها مرتبط است که فرایند آموزش را دشوارتر می‌کند. برخی از مهم‌ترین چالش‌های یادگیری در این کودکان عبارت‌اند از:

1.محدودیت در توجه و تمرکز: بسیاری از کودکان استثنایی، به‌ویژه کودکان با اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی (ADHD)، در حفظ تمرکز برای مدت طولانی مشکل دارند. این مسئله یادگیری مداوم و عمیق را برای آن‌ها دشوار می‌کند.

2.اختلال در پردازش اطلاعات: کودکان دارای ناتوانی‌های یادگیری (مانند دیسلکسیا یا نارساخوانی) در پردازش و درک اطلاعات، مانند خواندن، نوشتن یا ریاضی، با دشواری مواجه هستند. این امر بر سرعت و کیفیت یادگیری آن‌ها تأثیر می‌گذارد.

3. مشکل در حافظه کاری: برخی از کودکان استثنایی، به‌ویژه کودکان کم‌توان ذهنی، در حافظه کاری (یادآوری و استفاده همزمان از اطلاعات) ضعف دارند. این مشکل یادگیری مهارت‌های پیچیده یا چندمرحله‌ای را برای آن‌ها دشوار می‌کند.

4. کاهش سرعت یادگیری: کودکان استثنایی اغلب به زمان بیشتری برای یادگیری و تثبیت مفاهیم نیاز دارند. سرعت پایین‌تر پردازش اطلاعات باعث می‌شود در کلاس‌های معمولی عقب بمانند.

5. مشکل در تعمیم یادگیری: این کودکان در انتقال و تعمیم آموخته‌های خود به موقعیت‌های جدید (مانند به‌کارگیری مهارت‌های ریاضی در زندگی روزمره) مشکل دارند.

6. ضعف در مهارت‌های زبانی و ارتباطی: برخی از کودکان استثنایی، مانند کودکان مبتلا به اوتیسم یا کم‌توان ذهنی، در درک و بیان زبان مشکل دارند. این مسئله بر یادگیری شفاهی و نوشتاری آن‌ها اثر منفی می‌گذارد.

7. چالش در حل مسئله و تفکر انتقادی: این کودکان ممکن است در تحلیل، استدلال منطقی و حل مسئله دچار ضعف باشند. این موضوع یادگیری مفاهیم پیچیده و استدلالی را برای آن‌ها دشوار می‌کند.

8. اضطراب و افت انگیزه: تجربه مکرر شکست در یادگیری ممکن است منجر به کاهش اعتماد به نفس و افت انگیزه در این کودکان شود. اضطراب و ترس از اشتباه نیز مانع مشارکت فعال آن‌ها در فرایند یادگیری می‌شود.

رفع چالش‌ آموزش به کودکان استثنایی نیازمند روش‌های آموزشی فردمحور، تقویت مهارت‌های شناختی، استفاده از فناوری‌های کمکی و ایجاد محیطی حمایتی و بدون استرس است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *